پرنده و بهار
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شعر کودک و نوجوان

 

 

پرنده و بهار1

 

 

--آفتاب قد کشیده است

در کنار کلبه روی شاخه ی درخت سیب

یک پرنده با خودش

حرف می زند:

(( بی بهار

بی ترانه

بی شکوفه

بی درخت

زندگی قشنگ نیست

صبح خیس باغ و دشت

رنگ رنگ نیست))

 

-- باغ زیر سایه ی سیاه شب

لمیده است

از پرنده چشم من

نشانه ای ندیده است