آن روزها
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شعر

 

آن روزها

 

قدم هایت را آهسته تر بردار

قدم هایت را آهسته تر بگذار

این جاده ی باریک

                     سنگفرش خاطرات کودکی من است

از خانه ی کاهگلی تا دریا

از دریا تا خانه ی کاهگلی

آن سال ها چه زود گذشتند

آن سال ها چه دور گذشتند

آن سال ها که

                  هزاران شالیزار

در چشم های من آفتاب می شدند

و به رقصی موزون

باد را همراهی می کردند

هم چون دخترکانی که در تابستان آرزوهای خویش

تن به خنکای دریا داده باشند

و ناگاه

موج داس های مست

بکارت هر ساله اشان را درو می کرد

آن روزها چه زود گذشتند

آن روزها که گلویم

از شعرهای فروغ خنک می شد

و حافظ اهل سفر نبود

از قلب من

مثل همیشه

آن سال ها

انگار هزار دریا در من نشسته است

یله در سایه سار توسکای پیر

چشم می دوزم

به جاده

به خانه ی کاهگلی

به آن روزها