از دوباره ها

 

 

از دوباره ها

 

از دوباره ها دلم گرفته است

بی ستاره ها دلم گرفته است

 

خسته ام از این همه سکوت سرد

بی شراره ها دلم گرفته است

 

قایقم نشسته دست موج کو

از کناره ها دلم گرفته است

 

از ادای بی اصول شعر این

بد قواره ها دلم گرفته است

 

شعر من نشان ساده ی خداست

استعار ه ها دلم گرفته است

 

می روم بهانه ای بیاورم

از دوباره ها دلم گرفته است

/ 0 نظر / 7 بازدید